لحظه ای برای من و ما...

متن مرتبط با «عشق کودکی احمدوند» در سایت لحظه ای برای من و ما... نوشته شده است

عشقِ کودکی

  • نیلوبلاگ

    من؟!من عاشق خودش بودم و کل خانوادهاش!لعنتیهای دوست داشتنی،همهشان زیبا و خوشتیپ و شیکپوش!به خانه ما که میآمدند،حالم عوض میشد؛نه که عاشق باشم نه،بچه ده یازده ساله از عشق چه میفهمد؟!فقط مثلا یادم هست یک بار مداد رنگی بیست و چهار رنگی را که دوست پدرم از آلمان برای سال تحصیلیم آورده بود نوی نو نگه داشتم تا عید،که اینها آمدند و هدیه کردم به او؛که جا گذاشت و برگشت به شهر قشنگ خودشان...یک بار هم کفشهای پدرش را در راه پله پشت بام پنهان کردم تا دیرتر بروند و دخترک بتواند کارتون - فکر کنم - نِل را تا انتها...

    ادامه مطلب