همیشگی

خرید بک لینک

من خونِ دل میخوردم و
او شهدِ شیرین از لبت
او عشق بازی با تو و
من غرقِ آغوشِ غمت

من قایقی بی ساحلم
خفته میانِ موج و خون
او چون نسیمی میدود
در بینِ موهات و تنت

او عشقِ من را برده است
جایی به دور از دستهام
من خونِ رگهایم شده
جاری میانِ هر رگت

من کامِ دل از عشقِ تو
چیزی جز این میخواستم
او بی خبر آمد ز رَه
ما را نماند جُز حسرتت

او دست در دستانِ تو
شبها میانِ خوابِ تو
من پَرسه هایم تا سحر
شاکی از آن هم صُحبتت

من را خیالِ تو بس است
این را ز من دستِ تو دور
او هر شبش در پیشِ تو
همبسترش، همبسترت

#تو تا ابد در یادِ من
#تو شورِ من نجوایِ من
#تو اول و آخر کلام
من را نبر از خاطرت...

محمد طالبی، ۲۵ شهریور ۹۸

لحظه ای برای من و ما......

ما را در سایت لحظه ای برای من و ما... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 11:37

صفحه بندی